خرید بک لینک
خيلي کم مي نويسم اما اغلب مي آيم و نوشته هاي قبل را مي خوانم . نگرانم نگران. خيلي براي بچه ها مخصوصا عماد نگرانم. عماد تحت فشار شديدي است. بسيار تنهاست. هم به خاطر سن نوجوانيش هم به خاطر اينکه دوست صميمي ندارد هم به خاطر اينکه رفت و امدي نداريم و بيشتر به خاطر اينکه مادرش و پدرش نمي توانند او را درک کنند. من دائم مي گويم درس بخوان و متکي به خودت باش . پدرش شايد فشار بيشتري وارد مي کند. وقتي براي گذراندن با پسرش اختصاص نمي دهد. پسرها چه مي خواهد؟ پدرشان تاييدشان کند. پدر با پسرش ورزش کند سفر برود شوخي کند و ... نه اينکه سالي يکبار نه شش ماهي يکبار نه سه ماهي يکبار نه ماهي يکبار و نه هفته اي يکبار.

پدر هر روز بايد با پسرش حرف بزند. حرف زدن به معناي القاي برنامه هاي خودت به او نيست. به معناي فشار بيشتر به او نيست . به معناي بازخواست او نيست به معناي محاکمه او نيست به معناي اينکه بداني در مدرسه چه گذشته نيست به معني نشستن پاي حرف دلش هست. او چه مي گويد چه مي خواهد ايا مي تواني از فشارهايش بکاهي ؟ يا بر ان مي افزايي؟ ايا کاستن از فشار به معناي نصيحت است به معناي حرف کليشه اي است؟ اي خدا من چه از دستم بر مي آيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رفته با مشاور صحبت مي کند. مشاور درباره حرفهايش به من نگفت فقط گفت به حال فرزندان ايران دلم مي سوزد که تحت فشار شديدي هستند. چرا فرزندتان را تحت فشار گذاشته ايد؟ گفت اي کاش برخي والدين که به بچه هايشان فشار مي اورند خودشان تحصيلاتي نداشتند ان وقت بچه هايشان در ازادي بزرگ مي شدند و به جايي مي رسيدند. حالا بچه هر موفقيتي کسب مي کند ان را کم مي بينند. بچه نابود مي شود. من نگرانم نگرانم. مشاور مي گويد بود مهمتر از نمود است.

حواستان باشد به خاطر "نمود خودتان" "بود فرزندتان" را نگيريد...........................فاميليم اين را مي گويند و ان را مي گويند هيچ اهميتي ندارد. عقلانيت چه مي گويد؟

برچسب: نویسنده: هستی رضایی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 11:36

صفحه بندی