پدر هر روز بايد با پسرش حرف بزند. حرف زدن به معناي القاي برنامه هاي خودت به او نيست. به معناي فشار بيشتر به او نيست . به معناي بازخواست او نيست به معناي محاکمه او نيست به معناي اينکه بداني در مدرسه چه گذشته نيست به معني نشستن پاي حرف دلش هست. او چه مي گويد چه مي خواهد ايا مي تواني از فشارهايش بکاهي ؟ يا بر ان مي افزايي؟ ايا کاستن از فشار به معناي نصيحت است به معناي حرف کليشه اي است؟ اي خدا من چه از دستم بر مي آيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رفته با مشاور صحبت مي کند. مشاور درباره حرفهايش به من نگفت فقط گفت به حال فرزندان ايران دلم مي سوزد که تحت فشار شديدي هستند. چرا فرزندتان را تحت فشار گذاشته ايد؟ گفت اي کاش برخي والدين که به بچه هايشان فشار مي اورند خودشان تحصيلاتي نداشتند ان وقت بچه هايشان در ازادي بزرگ مي شدند و به جايي مي رسيدند. حالا بچه هر موفقيتي کسب مي کند ان را کم مي بينند. بچه نابود مي شود. من نگرانم نگرانم. مشاور مي گويد بود مهمتر از نمود است.
حواستان باشد به خاطر "نمود خودتان" "بود فرزندتان" را نگيريد...........................فاميليم اين را مي گويند و ان را مي گويند هيچ اهميتي ندارد. عقلانيت چه مي گويد؟
برچسب:
نویسنده: هستی رضایی